قابل توجه تمام مسئولان کشور و فعالان سیاسی چپ و راست و میانه ؛

امید را به مردم ،به شکل واقعی باز گردانید و در برخی سیاست ها تجدید نظر کنید/همه باید پاسخگو ی ملت باشند

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___ناامیدی و بی اعتمادی واژه هایی هستند که این روزها گریبان جامعه مان را گرفته اند. واژه هایی که هر چند دلسوزان ،صاحب نظران ، روزنامه نگاران و… طی سالهای دور و نزدیک مدام درباره آنها هشدار داده اند که شوربختانه با کم اهمیت جلوه دادن آن توسط برخی در […]

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___ناامیدی و بی اعتمادی واژه هایی هستند که این روزها گریبان جامعه مان را گرفته اند.
واژه هایی که هر چند دلسوزان ،صاحب نظران ، روزنامه نگاران و… طی سالهای دور و نزدیک مدام درباره آنها هشدار داده اند که شوربختانه با کم اهمیت جلوه دادن آن توسط برخی در حاکمیت ، در حال حاضر خود را پررنگ تر از گذشته نشان می دهد .
این واژه ها (ناامیدی و بی اعتمادی) بیش از پیش به سطح جامعه آمده اند. در حال حاضر ناامیدی، کم امیدی، بی اعتمادی و کم اعتمادی و … بزرگترین عوامل تهدید کننده ی سرمایه اجتماعی (مردم)شده اند که ضرورت دارد تا به طور جدی تر و واقعی تر و نه شعاری و تبلیغاتی برای ترمیم چالش های تهدید کننده پویایی سرمایه ی اجتماعی تلاش، تدبیر شود.
باید یاد آور شد که ادامه ی این روند یعنی ظهور و بروز بی اعتمادی و ناامیدی ، به هیچ عنوان به نفع کشور نیست.
تاکید می شود، حاکمیت در برهه های مختلف از جمله در رخداد مهم دوم خرداد و روی کار آمدن یکی از بهترین و پاکدست ترین دولت های پس از سالهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و موج های خوب دیگر که در کشور ایجاد شد از جمله جریان ماجرای شهادت سردار سلیمانی، موفق به جلب اعتماد توده های عظیمی از مردم شد و در واقع توانست با وجود بسیاری از چالش ها در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، با شهادت یکی از فرزندان شایسته ملت ( سردار سلیمانی) ،وفاق خوبی در جامعه ی ایرانی ایجاد شد و سرمایه اجتماعی عظیمی (مردم)را در مقابل زیادی خواهی تندروها و تمامیت خواهان امریکایی و… به نمایش گذاشت.
اما با کمال تاسف با عملکرد و رفتار برخی تندروها و تمامیت خواهان در داخل کشور که مصونیت های آنچنانی نیز برخوردار هستند، بخش قابل توجهی از این اقبال مردمی و سرمایه اجتماعی را یا از دست داد و یا بشدت به مخاطره انداخته است و این موضوع می تواند یکی از چالشهای مهم امنیت و توسعه همه جانبه ی کشور باشد.
ایجاد ترک و شکستگی در دیوار اعتماد میان مردم و مسئولان و حتی اهالی رسانه های گروهی، امری جدی است که باید به خوبی به آن پرداخته شود.
هم اکنون مهمترین مطالبه ی مردم از مسئولان و حتی رسانه ها این است که هر چه زودتر در صدد شفاف سازی باشند، چون این مردم اثبات کرده اند از بهترین و نجیب ترین مردمانند و در صورتی که مسئولان صداقت بخرج دهند از آنان مانند گذشته حمایت خواهند کرد.
در این ارتباط ضرورت دارد تاکید شود که متاسفانه بی اعتمادی گریبان برخی رسانه های گروهی را هم گرفته، امیدوارم اهالی رسانه هم در راستای خواست و مطالبه به حق و قانونی مردم، با تحلیل ها و اخبار و گزارشهای صادقانه، در فرآیند شفاف سازی امور و سایر چالشها احساس مسئولیت بیشتر کنند.
این قلم اصرار دارد که یکی از کلید واژه های مهم جامعه، سرمایه اجتماعی( مردم) است. این سرمایه اجتماعی بدون برخورداری از حس اعتماد، شفافیت و مشارکت جویی واقعی و پویایی فراهم نمی شود. سرمایه اجتماعی در پی حوادث سالهای اخیر، تحت تاثیر سایه سنگین بی اعتمادی، آسیب پذیر و خدشه دار شده است.
علی ایحال، ضرورت جدی دارد تا برای احیای سرمایه اجتماعی، تلاشی خیلی مضاعف از سوی مسئولان به شکل واقعی صورت گیرد و با اعمال سیاست های همه جانبه در جهت رفع ابهامات و ایجاد شفافیت در کارکردها و صد البته جبران خسارت های مختلف بوجود آمده که مرهمی باشد برای التیام آلام و ترمیمی باشد بر احیای سرمایه اجتماعی.
چون سرمایه اجتماعی ایران (مردم) در حضور واقعی و منطقی کنشگران سیاسی و اجتماعی دو جناح قدرتمند سیاسی در بین افکار عمومی یعنی اصلاح طلبان و اصولگرایان، میانه‌رو ها، ملی گرایان و تحول خواهان ،
می تواند اقتدار ملی را در چارچوب همراهی اکثریت مردم جامعه رقم بزند.
حذف و نگاه حداقلی به حضور جناح های سیاسی موجود و تاثیرگذار کشور باعث حضور حداقلی مردم در انتخابات و فرآیند مشارکت سیاسی و احیانا صحنه های دیگر خواهد شد.
عدم اقبال کثیری از افکار عمومی به اصولگرایان و حتی برخی اصلاح طلبان و میانه رو ها در انتخابات اخیر،منهای برخی برخورد های حذفی و نگاه‌های تمامیت خواهانه،بخشی به عملکرد اصولگرایان و و حتی برخی اصلاح طلبان و دولت های مورد حمایت شان در سالهای اخیر بر می گردد.
اصولگرایان در دو دوره ی دولت های آقای احمدی‌نژاد و در دوره ی دولت سیزدهم با حذف بسیاری از نیروهای توانمند و متخصص اعم از اصلاح طلب و میانه رو، ملی گرا و تحول خواه ،صحنه را به یکه تازی خود و خودی های وابسته به اردوگاه تفکر خود تبدیل کردند که سرانجام آنان شد برای کشور تصویب قطعنامه های جور وا جور و متعاقب آن تحریم های ظالمانه علیه ایران و منافع ملی ایرانیان و تورم لجام گسیخته و بی انضباطی های مالی ، تورم آنچنانی بیکاری و…در اوج در آمد های چند صد میلیاردی نفتی.
در ضمن نمی توان در ارتباط با آندسته معدود از اصلاح طلبانی که خود را برای تامین منافع شخصی خود را به دولت های آقای روحانی و هم اکنون به دولت آقای پزشکیان ابطور مستقیم و یا غیرمستقیم منگنه کرده اند و از برخی امتیازات و رانت های ریز و درشت دولت های آقای روحانی و پزشکیان برخوردار شده اند،و از این رهگذر آنان نیز به سرمایه اجتماعی ضربه زده اند.
صد البته بایستی متذکر شوم ضربه ای که سرمایه اجتماعی (مردم) از تندروها و اصولگرایان مدعی در ارتباط با از دست دادن اعتماد و امید خورده‌اند با میزان خسارت های وارده از سوی معدودی به اصطلاح اصلاح طلب، میانه‌رو قابل مقایسه نیست.