سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی دوشنبه 4 خرداد 1405
بسمالله الرحمن الرحيم
⬅️ همين چند سال قبل بود که بحثهاي بيهوده درباره رقابت ميان ميدان و ديپلماسي فضاي سياسي کشورمان را پر کرده بود مثل بحث بيهودهاي که در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب اسلامي درباره اينکه تعهد مهمتر است يا تخصص جريان داشت.
جالب است که جامعه ما با بلوغ سياسي بالائي که پيدا کرده از اين قبيل بحثهاي وقتگير، بيفايده و مزاحم عبور کرده و به اين نتيجه دقيق و منطقي رسيده که به هر يک از مقولات مطرح به ميزان واقعي خود آنها بها بدهد و ميان آنها تضاد و منافاتي نبيند. اين را هم بايد يادآور شويم که متأسفانه براي رسيدن به اين نقطه ارزشمند و منطقي و معقول، بهاي زيادي که بخشي از آن به جانهاي عزيز و بخش ديگر به آبروي عزيزان مربوط ميشد پرداختيم. شهيد مظلوم آيتالله بهشتي ميفرمود «بهشت را به بها بدهند نه به بهانه» و حالا ما اين را هم بايد اضافه کنيم که حتي درک و فهم درست از زندگي همين دنيا را هم به بها بدهند نه به بهانه.
اينکه گفتهاند «جنگ شر مطلق است» درست است ولي اين شر وقتي اتفاق ميافتد، گاهي خيرهائي هم به همراه دارد. جنگ تحميلي آمريکا و رژيم صهيونيستي بر ايران اين خير را با خود داشت که اضلاع مثلث «ميدان، مردم و ديپلماسي» با هم متحد شدند و با همافزائي معجزهآساي خود توانستند ايران را به نقطه درخشاني از موفقيت در برابر مدعيان بزرگترين قدرتهاي نظامي منطقه و جهان بودن برسانند. رژيم صهيونيستي سالها بود که خود را صاحب ارتشي شکستناپذير و افسانهاي معرفي ميکرد و آمريکا نيز عملاً صاحب بزرگترين ارتش جهان با امکانات، تجهيزات و پول فراوان است. وقتي دونالد ترامپ و بنيامين نتانياهو در خرداد 1404 تصميم گرفتند به ايران حمله کنند و رژيم صهيونيستي ترور فرماندهان نظامي و دانشمندان ايراني را باضافه حمله به مراکز نظامي برعهده بگيرد و آمريکا هم با جنگندههاي پيشرفتهاش تأسيسات هستهاي ايران را بمباران کند، فکر ميکردند حداکثر ظرف 2 روز کار ايران تمام است و عناصر چرخ پنجمشان هم خيابانهاي شهرهاي مهم ايران را تسخير ميکنند و نظام جمهوري اسلامي به پايان خط ميرسد. وقتي آن اتفاق نيفتاد، در ديماه با تخريبهاي وسيع مساجد، بانکها، مراکز بسيج و نظامي و انتظامي و کشتارهاي هدفمند توسط مهرههاي داخلي خود درصدد براندازي برآمدند و آن را مقدمهاي براي تهاجم مشترک ارتشهاي تروريستي خود بطور گسترده به زيرساختها، مراکز نظامي و انتظامي و بسيج، کشتار رهبران، فرماندهان و حتي دانشآموزان روي آوردند و 40 شبانهروز به اين جنايت وحشيانه ادامه دادند. آنها اينبار آمادگي بيشتري براي تسخير خيابانها از طريق وارد کردن مهرههايشان از مرزها همزمان با تهاجم نظامي داشتند و براندازي سه روزه نظام جمهوري اسلامي را حتمي و قطعي ميدانستند.
درست است که قدرتنمائي نيروهاي مسلح ايران نقش مهمي در نقش بر آب کردن نقشه شوم آمريکا و رژيم صهيونيستي در اين جنگ داشت ولي نميتوان تأثير بسيار مهم حضور مردم در صحنه را که در قالب تجمعات شبانه، تظاهرات ضدآمريکائي و ضداسرائيلي، تشييع پيکرهاي شهدا و ثبتنام در پويش «جانفدا» در خنثي کردن توطئه مشترک آمريکا و اسرائيل را ناديده گرفت کمااينکه تلاش ديپلماتيک در قالب مذاکرات در دوران آتشبس هم نقش بزرگي در موفقيت ايران ايفا کرده است.
آنچه در شرايط حساس کنوني بسيار مهم است حفاظت از اين انسجام و جلوگيري از توطئههائي است که براي خنثي کردن اين دستاورد بزرگ در جريان است. اين روزها افرادي با ماسکهاي فريبنده نمايندگي مردم مطالبي را به رئيسجمهور و اعضاي هيئت ديپلماسي ايران نسبت ميدهند که علاوه بر دروغ بودن کاملاً پيداست که دستپخت صهيونيستها براي ضربه زدن به انسجام ملي ما و شکستن اضلاع مثلث مبارک «ميدان، مردم و ديپلماسي» است. اکنون ايران در لحظات حساس و سرنوشتساز بهرهبرداري از قدرت هماهنگي اضلاع اين مثلث قرار دارد و رژيم صهيونيستي از همين هماهنگي ميترسد. ترديد نبايد کرد که اين افراد چه آگاهانه و چه ناآگاهانه در حال اجراي مأموريتي هستند که رژيم صهيونيستي با هدف شکستن دو ضلع مردمي و ديپلماسي اين مثلث مبارک به آنها داده است. مردم با آگاهي خود و مسئولين با صلابت و اراده در برابر اين توطئه بايستند و با اين ايليکوهنهاي داخلي برخورد قاطعانه کنند تا راه براي رسيدن به پيروزي نهائي بر دشمن هموار شود.