علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که با وجود تمام مشکلات و تلفات جبران ناپذیری انسانی و خسارت هنگفت ناشی از جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل علیه ایران ، ایران نه در میدان جنگ و نه در بخش جنگ روایتها صحنه را به هیچ عنوان به دشمن آمریکایی و اسرائیلی واگذار
نکرده است.
همین که افکار عمومی جهان و بویژه آمریکا ترامپ و نتانیاهوی جنایتکار را تحت فشار زیاد قرار دادند، همین که آمریکا در تهاجم به ایران از« تنها ابر قدرت »به «ابرقدرت تنها و منزوی » بدل شد ، همین که پاپ رهبر بیش از یک و نیم میلیارد مسیحی کاتولیک در جهان ، آمریکای ترامپ را تقبیح ، همین که اروپا در جنگ غیر قانونی همراه آمریکا نشد، همین که کشورهای حاشیه خلیج فارس به واقعیت های قدرت ایران و پوشالی بودن امنیت اجارهای غیر واقعی آمریکا پی بردند، همین که اراده و خواست ایران در برقراری آتشبس در لبنان بالاخره به کرسی نشست و تنگه مهم و استراتژیک هرمز با مدیریت و شروط ایران بطور موقت تا برقراری آتشبس بر روی فقط کشتیهای تجاری بازگشایی شد ، همین که کشور هندوستان که کلی بدهی بابت تاخیر در پرداخت پول نفت ایران داشت و مجبور شد در این ایام تمام پول نفت خریداری شده ایران را نقدأ به یوان واحد پول چین پرداخت کند، همین که اروپا برای تعامل با ایران برای بازگشایی تنگه هرمز پیشنهاد مذاکره داده ، همین که وزیر و سخنگوی وزارت خارجه ایران با صراحت اعلام کردند که روند غنی سازی هستهای قابل مذاکره نیست و هیچ اورانیوم غنی شده از ایران خارج نخواهد شد ، همین که شرایط ایران بطور شفاف برای دشمنان و میانجیگر محترم بیان شده است ، همین که با اجرای آخرین بند تفاهم یعنی آتش بس در لبنان ، قیمت نفت به پایین ۸۰ دلار رسید و…
تمام این واقعیت ها این موضوع مهم را حکایت دارند که ایران نه در میدان نبرد و نه در جنگ روایتها صحنه را به دشمنان آمریکایی و اسرائیلی نه تنها واگذار نکرده ، بلکه پیشتاز «جنگ روایتها » هم می باشد.
دروغ ها، توهمات و خوردن قدرت عظیم نظامی آمریکا به صخره تاب آوری ، شجاعت و ایستادگی مردم مسئولان و نیروهای مسلح ایران
توییت های ترامپ دیگر خواص جوسازی و فضا سازی علیه ایران را دست داده است
همه توییت های دروغ و متوهم ترامپ در ارتباط با بازگشایی مشروط و با مدیریت ایران بر تنگه هرمز برای فقط کشتیهای تجاری بدلیل اجرای آتش بس در لبنان و صد البته البته مواضع وزیر و سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان را شنیده اند. سخنان مسئولان ایرانی منطقی و در چارچوب مفاد مورد توافق آتشبس است اما توییت های ترامپ از آرزوها و رویاها ، توهمات و دروغ های وی حکایت دارد.
ترامپ به دروغ و با وقاحت تمام می گوید, تنگه هرمز کاملا باز است؟!، ایرانی ها نفت رایگان به ما خواهند داد؟!، ما هیچ پولی به ایران نخواهیم داد؟!، آن ها تعلیق همیشگی اورانیوم را پذیرفته اند!؟، گرفتن صدای من به خاطر مذاکره و فریاد بر سر ایرانی ها است!؟ و …. .
در مقابل وزیر و سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان با شفافیت و منطقی می گویند؛
اورانیوم غنی شده مانند خاکمان برای ما عزیز است، مذاکره ای بین ترامپ و ایرانی ها نبوده، تنگه هرمز بر اساس چارچوب ایران و مفاد آتش بس پس از اجرای آتش بس در لبنان بصورت مشروط و با مدیریت ایران بطور موقت تا برقراری آتشبس ، فقط بر روی کشتی های تجاری باز گشایی شدهاست و این همه اراده و هم قدرت و هم منطق ایران را نشان میدهد.
بایستی به آندسته از هموطنان محترم و عزیزی که توییت های دروغ و کذب ترامپ را «جنگ روایتها» می دانند ، عرض کنم ،حکایت دونالد ترامپ ، حکایت چوپان دروغگو و یک انسان بازنده را دارد.
دشمن ما یعنی امریکای ترامپ یک دروغگوی، حیله گر، شومن، خودشیفته، مغرور و پر هیاهو است. فارغ از اینکه اصلا با چنین موجودی می شود مذاکره کرد یا نه، پایبندی وی به مفاد هرگونه تفاهمنامه ای بسیار سخت و عجیب به نظر می رسد، نباید به سخنان غیر واقعی او اهمیت داد و بر عکس بایستی همچنان با حمایت همهجانبه ، ایران را تا رسیدن به مطالبات قانونی اش یاریگر باشیم.
حال راهکار چیست؟
اول، اینکه باید بسیار مواظب حیله ها و نیرنگ های جورواجور دشمن باشیم تا به اعتماد مردم خودمان به مسئولان صدمه نزند و آن ها را تا آنجایی که می شود، در جریان اخبار و فرآیندهای مذاکرات بگذاریم.
دوم، نه لزوما نعل به نعل اما با فاصله کم و با تدبیر مناسب باید به تبلیغات ترامپ پاسخ داده شود. این امر باعث کم اثر شدن تبلیغات وی، کاهش تأثیرگذاری سخنان وی در بازارهای جهانی، کاهش اعتماد خود آمریکایی ها به وی، افزایش هزینه ترامپ در گفتن سخنان بی مورد و خلاف واقع، در دست گرفتن نبض بازارهای جهانی و هماهنگ سازی آن ها با روایت خودمان و … می شود.
سوم ، چارچوب های منطقی و اصولی خودمان را به بهانه های مختلف از طریق مسئولان بازگو کنیم، نباید حتما مطالبه مردمی شکل بگیرد تا عکس العملی را شاهد باشیم.
مردم را در مورد منافع حاشیه ای و حیاتی در مورد ده بند مذاکره توجیه کنیم. منافع مهم عمدتا برای چانه زنی هستند و در مقابل دریافت امتیازی همسنگ خودشان می توان آن ها را معامله کرد، ولی منافع حیاتی خط قرمز مذاکرات محسوب می شوند. این بدان معنا نیست که مچمان را برای دشمن باز کنیم، اما مردم باید بدانند که در چارچوب مذاکرات اینگونه مدل های(تقسیم بندی خواسته ها به منافع مهم و حیاتی) وجود دارد.
مردم را در قبال سناریوهای محتمل پیش رو کاملا توجیه کنیم.
علی ایحال ، با این همه فاصله، رسیدن به آرزوها را نمی توان در همین نزدیکی جستجو کرد.
باید بدانیم که اعتماد مردم بزرگترین دارایی کشورمان است. نباید اجازه دهیم که دشمن حتی در فضای مجازی هم آن را خدشه دار کند. سنسورهای مسئولان امر باید با حساسیت بالاتری مواضع دشمن را دریافت کنند و در کمترین زمان با اعلام مواضع اصولی و مناسب، جامعه را از از تزریق تبلیغات غیر واقعی دشمن مصون دارند.