با بیش از سه دهه کار روزنامه نگاری و نوشتن؛

با وجود تمام کاستی های موجود در فرآیند اطلاع رسانی ،با روزنامه نگاری ، بی قرار نوشتن ، دانستن، جستجو کردن حقیقت و واقعیت ها هستم

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار__قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یاد آوری نمایم که روزنامه نگاری انتشار اخبار و رویدادهایی است که برخی نمی خواهند منتشر شود!. غیر از این ، روزنامه نگاری واقعی نیست ، بلکه انجام کار روابط عمومی می باشد. البته انتشار اخبار و رویدادها و داده های واحد های روابط […]

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار__قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یاد آوری نمایم که روزنامه نگاری انتشار اخبار و رویدادهایی است که برخی نمی خواهند منتشر شود!.
غیر از این ، روزنامه نگاری واقعی نیست ، بلکه انجام کار روابط عمومی می باشد. البته انتشار اخبار و رویدادها و داده های واحد های روابط عمومی وزارتخانه ها ،سازمانها و ادارات هم بایستی پوشش داده شود ولی نه به عنوان همه ی فرآیند اطلاع رسانی بلکه بعنوان بخشی از این فرآیند مهم و گسترده.

و اما….

ما روزنامه نگاران و خبرنگارانی که  وابسته به اهرم های قدرت و یا جایی  در قدرت نیستیم ،انسان های عجیب و غریبی به نظر می رسیم.
هم ،هیچ چیز مان به هیچ چیز نمی ماند و هم، همه چیز مان به همه چیز ما می ماند، تعجب نکنید واقعاً این چنین هستیم.

بدابحال آن کسانی که  ما با آنان قرارداد تامین یک زندگی شرافتمندانه را می بندیم( همسر و فرزندان)، ولی عملاً نمی توانیم آن را تأمین کنیم و بدتر به حال فرزندان مان که مجبورند تمام مشکلات ما را تحمل کنند!؟!؟.

روزنامه نگار واقعی، بی قراری نوشتن و دانستن و کشف حقیقت با وجود تمام کاستی ها و موانع و….

مولانا معتقد است که انسان از نظر فطری و ذاتی طالب حقیقت و کمال است و این مطالبه ، او را در زندگی
بی قرار می کند.
این بی قراری انسان را به تفکر ، تأمل و جستجو در محیط پیرامون و جهان وا میدارد.
این کلام حضرت مولانا در یک روزنامه نگار به شکلی
فزون تر عریان می شود و یا جلوه گر است.
در حال حاضر با تمام فراز و فرود ها چه حرفه ای و چه غیر حرفه‌ای بیش از سه دهه است که نوشتن با روح و جانم عجین شده است.
کار رسانه ای در جامعه و ساختار حکمرانی ها در ایران چه در گذشته و چه در حال، با رنج و زحمت فراوان همراه بوده است.
گاهی اطرافیان و حتی مردم کوچه و بازار که مرا می شناسند که ‌چه سختی هایی را تحمل کرده و می کنم،از من می پرسند ، چرا از این دشواری و رنج عبور
نمی کنم ؟
این موضوع مهمی است که گاهی حتی از درون به از بیرون مورد پرسش قرار می گیرم.
سئوال خیلی ساده و روشن است ، می گویند وقتی با نوشتن و روزنامه نگاری هزینه‌ها و گرفتاریهای یک زیست معمولی صد چندان می شود ، چرا آن را رها نمی کنید ؟
وقتی با روزنامه نگاری، کار رسانه ای و نوشتن هر از گاهی با یک مانع و بی قراری جدید روبرو می شوید ، پس چرا به نوشتن ، کار رسانه ای و روزنامه نگاری ادامه
می دهید ؟
اساساً چه کسی این ماموریت را به یک روزنامه نگار داده است که «صدای بی صدایان باشد» ؟
وقتی که صدای فریاد یک منتقد از پس واژگان ، کلمات ، جملات یادداشت ، گزارش ، خبر و تحلیل شنیده می‌شود ، اندیشه که نه،تمام وجود و زندگی روزنامه نگار و نویسنده را به چالش می برند، پس این چه درد نوشتنی است که همراه روزنامه نگار و خبرنگار می ماند ؟

در پاسخ به همه ی این پرسش ها و دهها سؤال مشابه ، دلم می خواهد سکوت کنم و تنها با یک عبارت کوتاه پاسخ را از زبان مولانا می آورم.

«من می نویسم ، چون بی قرارم ، بی قراری تنها راه زنده ماندن روح من است و نمی خواهم در میان برخی افراد بی روح باشم.»

بی قراری یکی از ‌مضامین اصلی در  تفکر ، منش و شعر مولانا است.
او بی‌قراری را نه به عنوان حالت منفی ، بلکه به عنوان یک نیروی محرکه برای رسیدن به آرامش و وصال معنوی می داند و درک می کند.
مولانا معتقد است که بی قراری ناشی از طلب و اشتیاق به معشوق و حقیقت است و این بی قراری انسان را به جستجو و حرکت
وا میدارد.
بی قراری مولانا ،‌در یک نویسنده و  روزنامه نگار به شکلی ‌متفاوت متجلی
می شود.
این بی قراری ‌نه تنها او را رنج نمی دهد ، بلکه به او نیرو و انگیزه می دهد تا به دنبال کشف حقیقت باشد.
حضرت مولانا معتقد است ، انسان فطرتا و  ذاتأ طالب کشف حقیقت و کمال انسانی است و این مطالبه اورا
بی قرار ‌می کند.
این بی قراری ، انسان را به تفکر ، تأمل و جستجو در جهان وا می دارد و این اعتقاد و باور مولانا در یک روزنامه نگار معتقد ، به شکلی فزون تر عریان می شود و تجلی می‌یابد.
رجاء واثق دارم هرچه ‌جامعه و مردم از آگاهی و دانش بیشتری بهره مند باشند ، تغییرات و تحولات در آن جامعه، دمکراتیک تر و بدور از نفرت افکنی و خشونت ورزی خواهد بود ، چون به هر میزان که جامعه هوشمند و فرهیخته باشد ،بستر تحولات در فضای آرام و بدون خشونت های معمول هویدا خواهد شد.

تمام تلاش فرهیختگان ، نویسندگان ، مصلحان ، فعالان سیاسی و اجتماعی دمکراسی خواه ، روزنامه نگاران و… این است که آستانه ی تحمل مردم و جامعه با آگاهی بخشی و کشف حقیقت بالا برود تا آرامش و تحولات دمکراتیک در جامعه نهادینه گردد.

بقول مولانا ؛

«جمله بی قراریت از طلب قرار توست

طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت».

علی ایحال ، امید است بی قراری همه ی روزنامه نگاران و خبرنگاران، فرهیختگان ، فعالان مدنی و سیاسی و نویسندگان طالب حقیقت میهنم برای رسیدن به حقیقت به قرار آرامش جامعه و مردم و زیست شرافتمندانه و بی دغدغه به آنان کمک کند.

 

ایام سلامتی و عزت مستدام