تنگه هرمز ، به یکی دیگر از توانایی ، قدرت و توانمندی های ایران اضافه شد/ایران جنگ‌ را نباخت، پس برنده است/آمریکا جنگ را نبرد، پس بازنده است /آمریکا بایستی بفهمد که محصول یکجانبه گرایی و خودشیفتگی ، در دنیای کنونی ، تنهایی ، انزوا است

ترامپ به تحریک نتانیاهو جنگی را راه انداخت که هم به اقتصاد آمریکا و هم به اقتصاد جهان خسارت های هنگفتی وارد کرد

 

 

 

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا علیه ایران باعث شد تا آمریکا بفهمد که ابر قدرتی تنها و منزوی است ، همچنین به آمریکا متذکر شد که جنگ‌ افروزی و زورگویی در همه جا کاربری به او ندارد.
درضمن این جنگ تحمیلی علاوه نشان دادن شخصیت ذاتی ایرانیان برای دفاع از مام میهن ، ایران سرافراز ، یک قدرت مهم دیگر ایران را به رخ آمریکاییان و تمام تمامیت خواهان و همچنین نوچه های آنان در منطقه خاورمیانه میانه و…گوشزد کرد و آن قدرت مدیریت تنگه مهم و استراتژیک هرمز است که در صورت اعمال حاکمیت ملی ایران در برابر متجاوزان و زیاده خواهان ، می تواند اقتصاد و امنیت زندگی بخش وسیعی از جهان را تحت‌الشعاع قرار دهد. همچنین مایلم این نکته مهم را نیز متذکر شوم و آن این است که ایران در جنگ تحمیلی با یک ابرقدرت نظامی و اقتصادی جهان چون نباخت ، برنده محسوب می‌شود و آمریکای ابرقدرت تنها و منزوی ، چون این جنگ را نبرد، بازنده به حساب می آید. چون اولاً که آمریکا این جنگ می خواست یک هفته ای و با تسلیم شدن بی قید و شرط ایران تمام کند که توهمات خودشیفتگان تندرو و متوهم کاخ سفید برآورده نشده است!؟!؟.

 

و اما جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران و تأثیر اقدامات ایران بر مناسبات منطقه ای و بین المللی

 

صاحب نظران و آگاهان متفق القول هستند که جنگ آمریکا علیه ایران نتیجه معکوس داده و در حال تضعیف نظام «پترو دلار» است؛ سیستمی که بخش زیادی از قدرت بین المللی و ابر قدرتی آمریکا به آن وابسته است.
این روند جدید با توجه به عملکرد بسیار افتضاح کاخ سفید در مناسبات بین المللی و منطقه ای باعث شد تا کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به‌طور قابل توجهی نفت کمتری صادر می‌کنند و دیگر آن دلارهای نفتی را در آمریکا و حتی ممالک اروپایی سرمایه‌گذاری نخواهند و یا نتوانند بکنند.

در همین حال، بسیاری از بانک‌های مرکزی خارجی برای جلوگیری از کاهش ارزش ارزهایشان، در حال فروش اوراق خزانه‌داری آمریکا یا بدهی دولت آمریکا هستند. این موضوع باعث شده بازده اوراق قرضه آمریکا به‌طور چشمگیری افزایش پیدا کند—برخلاف بحران‌های گذشته که معمولاً سرمایه‌گذاران به سمت دارایی‌های امن می‌رفتند و بازده کاهش می‌یافت. به نظر می‌رسد بخش مالی آمریکا در حال از دست دادن جایگاه «پناهگاه امن» خود در مناسبات مالی بین‌المللی است.
این موضوع یعنی هر دو ستون اصلی نظام پترو دلار در حال تضعیف هستند که عبارتند از ؛
ــ هم صادرات نفت به دلار کمتر شده در حالی که ایران به دنبال معامله نفت با یوآن چین است.
ــ هم بازگشت دلارهای نفتی به بازارهای مالی آمریکا کاهش یافته است.

مجموع این شرایط باعث شده است تا اقتصاد آمریکا به علت اعمال میلیتاریستی دولت ترامپ و جنگ افروزی و ایجاد بحرانهای متنوع از حاشیه اعتماد و امنیت خارج شود و کشورهای مختلف دنیا سرمایه های خود را به سرنوشت پر نوسان سیاست های پر هزینه دولت تندروی ترامپ گره نزنند.

 

توهم و زیاده خواهی آمریکای ترامپ از ایران !

 

براساس تئوری های موجود امپریالیستی و مطالبات استعمارگرانه آمریکا و دول استعمارگر اروپایی ، سه سطح وضعیت استعماری در ارتباط با کشورهای جهان سوم و درحال توسعه وجود دارد که مورد توجه کشورهای استعمارگر و امپریالیست جهان مانند آمریکا می‌باشد، که عبارتند از:
۱. حکومت استعماری

۲. کنترل شبه‌استعماری

۳. نفوذ تعیین‌کننده غیر رسمی

با توجه به واقعیت های موجود به نظر صاحب نظران ، به نظر می رسد که دولت امپریالیست آمریکا از ایران سطح دوم یعنی دولت “کنترل شده و شبه‌استعماری” می‌خواهد.
در این حالت، دولت ضعیفی به‌عنوان رژیم مستقل دارای نظام سیاسی خاص خود حفظ می‌شود مانند عربستان و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و…
این نوع دولت ها می‌توانند سیاست خارجی خود را داشته باشند و امور داخلی عادی را تنظیم کنند. حکومت استعماری وجود ندارد، اما گاهی اوقات – به‌ویژه در حوزه مالی – ترکیبی از مدیریت خارجی و بومی وجود دارد.

براساس این نگاه امیریالیست ،دولت ضعیف‌ تنها تا حد محدودی مستقل است و دولت استعمارگر (آمریکا) به اعمال فشار گزینشی نسبت به دریافت امتیازاتی برای خود در «معاهدات نابرابر» روی می‌آورد.

این امتیازات معمولاً شامل حمایت از اتباع خارجی در برابر اجرای قوانین بومی از طریق اعطای صلاحیت قضائی کنسولی و مصونیت دیپلماتیک، رژیم تجارت آزاد کاملاً تعریف شده از جمله عوارض پایین واردات در شرایط فقدان حق حاکمیت گمرکی و حق استقرار نیروهای خارجی در آب‌های سرزمینی و نقاط از پیش تعیین‌ شده در خشکی است.
دیپلمات‌های خارجی در حکم نمایندگان کشور استعمارگر( آمریکا )هستند که همگی آن‌ها با داشتن ظرفیت «مشورتی» به مداخله در سیاست داخلی می‌پردازند، و با تهدید مداخله نظامی، بر «توصیه» خود تأکید می‌ورزند.

دولتمردان بومی، عروسک‌های خیمه‌شب بازی ناتوان هستند

«نخبگان همدست»، که امپراتوری‌های غیررسمی همواره بر آن استوار هستند، باید از مشروعیت کافی و اقتدار داخلی برای عملکرد مؤثر در راستای منافع دولت امپریالیست «امریکا» برخوردار باشند. امپراتوری‌های غیررسمی عمدتاً ابزار تأمین منافع اقتصادی قابل توجه (تجارت، سرمایه‌گذاری مستقیم، وام و غیره) هستند. امپراتوری غیررسمی، بر خلاف استعمار (امپراتوری رسمی)، برتری اقتصادی خاص کشور استعمارگر ( آمریکا )را پیش‌فرض می‌گیرد. البته، بر خلاف امپراتوری رسمی، ممکن است چندین « کشور استعمارگر» وجود داشته باشند که با اصل «در باز»، یعنی فرصت برابر برای همه یا مرزبندی «حوزه های نفوذ» ملی موافق باشند.

توهمات و خواسته های دولت امپریالیستی آمریکا از ایران ، خواب تعبیر نشده است

ولی نکته مهم اینجاست که ایران با توجه به استقلال سیاسی که بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ بدست آورد ، به هیچ عنوان نه تنها تن به سیاست های استعمارگرانه و امپریالیستی آمریکا و دیگر زیاده خواهان نمی دهد ، بلکه به قدرت تأثیرگذاری نیز در مخالفت با سیاست‌های امپریالیستی در جهان کنونی تبدیل شده است.

 

تنگه هرمز ، قدرت جدید ایران

صاحب نظران ، روزنامه نگاران و کارشناسان معتقدند ، برخورد ایران در جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا علیه کشور ما در ارتباط با اعمال حاکمیت ملی در مورد تنگه هرمز ، اقدامی خردمندانه، هوشمندانه و بسیار مافوق انتظار بود. به نظر می رسد ،کارآمدی نظامی و غیرنظامی ایران به‌طور متناسب و مؤثر و کارآمد بود و تمام جهان را به فکر فرو برد.
ما بیش از سه دهه موضوع بستن تنگه هرمز را جدی نگرفتیم، در حالی که اکنون متوجه شدیم که این قدرت استراتژیک ایران چقدر می‌تواند در جهان کنونی به نفع حفظ تمامیت ارضی و تأمین کننده‌ی منافع ملی ایران باشد.
نتایج و واقعیت های ‌جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا علیه ایران ثابت کرد که ایران به دلیل نحوه ی قرار گرفتن در خاورمیانه و غرب آسیا از برتری سوق‌الجیشی بازدارنده و حفاظت کنند از تمامیت ارضی ایران و تأمین منافع ملی به بهترین شکل برخوردار است و این عملاً اثبات شده است.
تهدید به حمله به زیرساخت ها و یا تصرف خارک و جزایر دیگر ،آنچنان که بزرگنمایی می شد و می شود نگران کننده نیست و در مورد آن اغراق می شود ، واقعیت این است که حتی بدون صادرات نفت نیز می‌توان اقتصاد ایران را اداره کرد. مسئله اصلی این است که اگر در برابر زیاده‌ خواهی‌های آمریکای ترامپ، کوتاه می آمدیم و یا بیاییم، خسارت جبران ناپذیر بیشتری بر کشور تحمیل خواهد شد.
پس با تاکید مکرر این قلم اعلام می‌کند که تاب آوری ، ایستادگی ، مقاومت مردم به همراه نیروهای نظامی ، امنیتی و انتظامی و قدردانی و سپاس از تمام ایرانیان بدون کوچکترین فرق و تبعیضی می تواند بهترین و بزرگترین سلاح به همراه اهمیت سوق‌الجیشی ایران در جغرافیای منطقه ای و بین المللی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حق نشر و کپی 2026 گیلان بهتر نوین | Ascendoor News توسط Ascendoor | نیرو گرفته از WordPress.