میراث دولت سیزدهم و مدیریت آقای اسدالله عباسی برای ایران و استان گیلان ؛

زمین سوخته یا بهشت برین ؟!/با حلوا حلوا گفتن ، دهان شیرین نمی شود!!!

علی کریمی پاشاکی_ روزنامه نگار__قبل از انعقاد کلام و بررسی عملکرد دولت سیزدهم درکل کشور و مدیریت آقای عباسی در استان گیلان در سالهای دولت سیزدهم ، لازم میدانم اعلام نمایم که در روز تودیع و معارفه استانداران سابق و کنونی گیلان گزارش هایی و تعریف و تمجید هایی از طرف مجری و برخی سخنرانان […]

علی کریمی پاشاکی_ روزنامه نگار__قبل از انعقاد کلام و بررسی عملکرد دولت سیزدهم درکل کشور و مدیریت آقای عباسی در استان گیلان در سالهای دولت سیزدهم ، لازم میدانم اعلام نمایم که در روز تودیع و معارفه استانداران سابق و کنونی گیلان گزارش هایی و تعریف و تمجید هایی از طرف مجری و برخی سخنرانان محترم شنیدم ، تصور می کردم این گزارش های وضعیت کنونی استان گیلان نیست ، شاید از نقاط دیگر کشور داشتند تعریف و تمجید می کردند.چون براحتی با توجه به واقعیت های موجود بخش اعظم آن گزارش ها شاید تصورات و آرزوهای سخنرانان و یا دستور دهندگان به سخنرانان بود که داشت بیان می شد.
واقعیت با آنچه بیان فرمودند و گفتند ،فرسنگ ها فاصله دارد!؟.

بایستی قبول کنیم که مشکلات عدیده ی اقتصادی ،
شکاف عمیق طبقاتی بین اکثریت فقیر و ندار و اقلیت غنی ، تبعیض ، رانت خواری و ویژه خواری ، کاسبان تحریم ، از ما بهتران ، آقازاده‌ها و… میراثی است که از دولت های گذشته و همچنین دولت سیزدهم به دولت چهاردهم در کشور و به آقای حق شناس به عنوان استاندار کنونی گیلان بجای مانده است .
حال برخی مدعیان تندرو امثال آقای آقای حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان و برخی دنباله رو های آنان در اقصی نقاط کشور ، از جمله استان گیلان عادت کرده اند تا همه چیز را وارونه و به نفع جناح خود ببیند و جلوه دهند، حتی ذره‌ای از واقعیت های تلخ جامعه ی ایران و گیلان نیست.
آری با کمال تأسف از دولت سیزدهم و مدیریت آقای عباسی بعنوان استاندار سابق گیلان در تمام عرصه ها اعم از کشاورزی ، صنعت ، معدن، مدیریتی ، میراث فرهنگی ، مباحث عمرانی و زیرساختی ، تجارت ، نحوه‌ی کار با بخش خصوصی، ظرفیت های دریا محور و…ارثی به نام « زمین سوخته » برای دولت چهاردهم و آقای حق شناس ،استاندار جدید گیلان بر جای مانده است که ساماندهی آن و جلوگیری از خرابی های بیشتر از وظایف دولت و استاندار جدید می باشد.
به نظر می رسد ،اولویت دولت چهاردهم و رسیدگی به معیشت وخیم مردم و رعایت حقوق اساسی و کرامت انسان ها ، ایجاد تغییرات مدیریتی مناسب و پاسخگو و توانمند ،همچنین تلاش برای گشایش های اساسی برای رفع ناترازی های اقتصاد کلان و… دولت چهاردهم و استاندار جدید گیلان از نان شب نیز واجب تر می باشد.
رفتارها و سیاستگذاری های دولت سیزدهم باعث شد تا مردم تورم واقعی بالای ۶۵ درصدی را  تجربه کرده و می کنند، تورم بالا یعنی بستر آماده برای تمام ناهنجاری های اقتصادی ،اجتماعی و…
وعده ها،تدابیر و سیاست های اقتصادی دولت سیزدهم و مدیران ارشد آنان در استانهای مختلف کشور از جمله استان گیلان ،برای مهار نقدینگی ، تورم ، گرانی ،بیکاری ،شکاف طبقاتی بین فقیر و غنی جواب نداد و کارساز نشده است و اقدامات در سطح ملی به سمت انتشار اوراق بیشتر و تامین مالی و استقراض از بانک مرکزی و چاپ پول بی پشتوانه رفت،بطوری که تورم روند افزایشی روزانه ،هفتگی،ماهانه ،فصلی و… گرفته است و با کمال تأسف همچنان ادامه دارد.

تحلیل سیاست های اقتصادی و مالی دولت سیزدهم و شرایط سخت در فروش نفت و فرآورده های نفتی و فروش با تخفیف آنها و بدست آوردن درآمدهای ارزی نسبی سبب گردید تا تورم بیشتر بشود،بطوری که کارشناسان  آمار و واقعیت های موجود به ‌ما می گوید،مردم ایران تورم  واقعی بالای ۶۵ درصد را هم تجربه کرده‌اند و چشم انداز ی برای بهبود اوضاع اقتصادی با سیاست های دولت سیزدهم تقریباً قابل پیش بینی نبود و تا روزی که سیاست های همانند آن دولت در دولت چهاردهم عملیاتی می‌شود، قابل مشاهده نخواهد بود .
این در حالی است که برخی از مسئولان سیزدهم،همانند سالهای گذشته وعده های آنچنانی کاهش تورم و مشکلات را داده بودند که عملاً نه تنها انجام نشد، بلکه اوضاع روز به روز بدتر شده است!!.
با وجود همه‌ی تأکیدات و سخنان مسئولان در  دولت سیزدهم و حتی حامیان آن پس از پایان دولت سیزدهم ‌در خصوص  کاهشی شدن روند  تورم ، اما واقعیت های موجود در جامعه و زندگی مردم و نمودارها ،روند معکوس ادعای های مسئولان دولت
سیزدهم و حامیان آن را نشان می دهند.

بنا بر واقعیت های تجربه شده و عقیده‌ی صاحب نظران اقتصادی ،تاکنون به جز در دولت اصلاحات  آقای خاتمی و بطور موقت در سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ در دولت آقای روحانی بدلیل اجرایی شدن برجام ، که سرعت تورم بشدت کاهش پیدا کرد ، در دیگر دولتهای بعد از انقلاب اسلامی سال ۵۷, دولت ها تاکنون هیچ وقت نتوانستند تورم را مهار و یا کاهشی کنند.همیشه تورم با شدت و ضعف روند افزایشی داشته است.

بر همین اساس  پیش بینی می شود اگر در اجرای سیاست های اقتصادی تجدیدنظر نگردد، جامعه ی ایران تورم واقعی بالای ۶۵ درصد را ادامه خواهد داد و این روند قاتل توسعه و پیشرفت می باشد.
با این وضعیت و اعمال سیاست های شعاری، نه تنها دولت سیزدهم بلکه سیاست های بانک مرکزی هم قادر نخواهد بود مسیرهای تورمی و نقدینگی افزایشی، را مسدود کند.

علی ایحال , با توجه واقعیت های موجود، دولت سیزدهم و استاندار سابق گیلان، نه تنها نتوانستند روند تورم و گرانی و… را مهار و یا کاهشی کند بلکه
هیچ برنامه و پلان منطقی مدیریتی هم در این زمینه نداشتند.
در ضمن به نظر می رسد ،دولت سیزدهم ،
ذی نفعانی داشته و دارد که آنها مانع می شوند تا روند تورم و گرانی و…مهار و یا کاهشی شود ،زیرا منافع ، سودها و درآمدهای سرشار شان نباید به مخاطره بیفتد!؟.
با این توضیحات بالا ،شوربختانه با توجه به ‌میراث بجای مانده در سطح کشور و استان گیلان،روز به روز گرانی،تورم ،بیکاری، فقر،فاصله طبقاتی و شکاف بین اکثریت فقیر و ندار و اقلیت غنی در ایران بیشتر و عمیق تر و ناهنجاری ها و بحران های سیاسی، اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی عمیق تر خواهد شد.
حال برخی حامیان دولت اصولگرای سیزدهم که مدعی هستند که از دولت سیزدهم به دولت چهاردهم میراثی بهشت گونه به ایران و گیلان رسیده است ، بدانند که فقط ارثی به نام «زمین سوخته » با مشکلات بسیار پیچیده و چند لایه به یادگار مانده‌است که اگر دولت چهاردهم و استاندار جدید گیلان به موقع و بدون اتلاف وقت و سایر امکانات از جمله استفاده ی بهینه از نیروهای انسانی توانمند ، پاکدست و صادق و با عزت نفس جهت بهره‌وری از منابع انسانی اقدام کنند ، شاید در پایان دوره ی اول ریاست جمهوری دکتر پزشکیان و چهار سال مدیریت آقای دکتر حق شناس در گیلان، از شدت ویرانی ها کمی کاسته شود و روندی معقول در سیاست های داخلی و خارجی آغاز گردد ، البته اگر دولت چهاردهم بتواند بر موانع عظیم موجود تمامیت خواهان غلبه کند!!!