شش دوره شورا؛انبوهی از آسیب‌های تکراری

 

✍️ انوشیروان مباشرامینی

نهم اردیبهشت، روز شوراها، فرصتی برای بازاندیشی در نقش واقعی نهادهای محلی است، نه فقط یک مناسبت شعاری. انتخابات شوراها نماد مشارکت مردم در مدیریت محلی به شمار می‌رود؛ اما پس از بیش از دو دهه و شش دوره، پرسش این است: آیا این نهاد به وعده‌های خود عمل کرده، یا به ابزاری تشریفاتی و حتی مشکل‌ساز تبدیل شده است؟ آسیب‌شناسی این روند، نه برای نفی شوراها، بلکه برای اصلاح ساختاری آن ضرورت دارد.

۱. ساختار: اختیار نیست، وظیفه هم بی‌معناست
وظایف شوراها روی کاغذ تعریف شده، اما اختیارات اجرایی به شدت محدود است. این ابهام در قوانین مربوط به اختیارات و وظایف، منجر به ناکارآمدی در حل مشکلات محلی و کاهش اعتماد مردم می‌شود. ضعف قوانین مشخص برای نظارت بر عملکرد شوراها و جلوگیری از فساد نیز زمینه‌ساز سوءاستفاده شده است.

۲. سیاست: انتخابات محلی، جناحی می‌شود
شوراها از ماهیت محلی فاصله گرفته و به میدان رقابت‌های سیاسی تبدیل شده‌اند. به جای حل مشکل آب یا زباله، بحث بر سر رنگ‌بندی‌های سیاسی است. رقابت‌های ناسالم برای کسب منافع و حذف رقبا، شایسته‌سالاری را قربانی می‌کند؛ افرادی بدون تخصص، تنها با اتکا به روابط یا نفوذ وارد شورا می‌شوند.

۳. فرهنگ و جامعه: آگاهی نیست، رأی جهت ندارد
بسیاری از مردم وظایف واقعی شوراها را نمی‌دانند. رأی‌دهندگان گاه بر اساس روابط خانوادگی، وعده‌های پوپولیستی یا تعصبات قومی انتخاب می‌کنند. مردم با انتخاب‌های خود در تداوم ناکارآمدی سهیم‌اند و در عین حال، پیگیری و مطالبه‌گری مستمر از اعضای شورا نیز غالباً نادیده گرفته می‌شود. حاصل: شورایی بی‌کیفیت و نادیده‌گرفتن منافع عمومی.

۴. اقتصاد: پول غیرشفاف، وعده‌های بی‌پشتوانه
هزینه‌های تبلیغاتی برخی کاندیداها از منابع غیرشفاف تأمین می‌شود. وعده‌های اقتصادی غیرعملی، انتظارات را بالا می‌برد و پس از انتخابات، نارضایتی و بی‌اعتمادی باقی می‌ماند.

۵. مدیریت: بی‌برنامه و بی‌آموزش
اعضای شورا آموزش کافی نمی‌بینند و برنامه‌ریزی استراتژیک ندارند. تصمیم‌ها کوتاه‌مدت، سلیقه‌ای و غالباً بی‌ثبات است.

۶. قانون: ابهام در صلاحیت‌ها و سلیقه‌ای عمل کردن
فرآیند تأیید صلاحیت‌ها گاهی با معیارهای سلیقه‌ای و بدون شفافیت لازم انجام می‌شود؛ افراد شایسته کنار گذاشته شده یا افراد ناشایست تأیید می‌گردند. این موضوع مانعی جدی بر سر راه شایسته‌سالاری است.

نمونه از گیلان: شورایی که نتوانست
در یکی از شهرهای گیلان، شورایی با اختلافات داخلی بر سر انتخاب شهردار، بیش از یک سال فلج ماند. پروژه‌های نیمه‌تمام و اعتراضات مردمی، هیچ‌کدام نتوانست شورا را به اجماع برساند. این تنها یک نمونه از پیامدهای رقابت‌های ناسالم و عدم مدیریت صحیح اختلافات است.

برای بهبود چه باید کرد؟

* اصلاح قوانین و شفاف‌سازی حدود اختیارات و نظارت.
* آموزش و توانمندسازی اعضای شورا در حوزه‌های تخصصی.
* افزایش آگاهی عمومی از طریق رسانه‌ها و آموزش شهروندی.
* اعمال معیارهای شفاف و مدون برای تأیید صلاحیت کاندیداها.
* کاهش دخالت احزاب سیاسی در انتخابات محلی و اولویت دادن به تخصص.

حرف آخر
شوراها فرصتی برای توسعه محلی‌اند، اما آسیب‌های موجود تهدیدی برای اعتماد عمومی است. اصلاح نیازمند تعامل دولت، نهادهای مدنی و مردم است. سؤال این نیست که آیا شوراها می‌توانند مفید باشند؛ سؤال این است: آیا واقعاً کسی می‌خواهد آنها مفید باشند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © 2026 گیلان بهتر نوین | Ascendoor News by Ascendoor | Powered by WordPress.