چای به رنگ ورشستگی
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
سال های بسیار طولانی است که کشاورزی و صنعت چای در استان های گیلان و مازندران همانند بسیاری از محصولات کشاورزی و باغی در وضعیت نامساعد و بعضاً بحرانی قرار دارد و به نظر می رسد تا اقتصاد ایران متکی به درآمد های نفتی و مواد خام معدنی است، وضعیت غیر قابل تغییر و درمان خواهد بود.
جریان اقتصاد متکی به درآمدهای نفتی و تکیه تمام قد آن به سیاست های اقتصادی دولتی، گره های موجود را چنان پیچیده و غامض کرده است که هم به صنعت، کشاورزی، صنایع تبدیلی، حوزه ی مهم اقتصاد گردشگری و توریسم ضربات جبران ناپذیری زده است.
این روند اعمال سیاست های غلط و غیر منطقی داخلی و همچنین اعمال سیاست های تحریمی طولانی مدت آمریکا و سایر محافل بین المللی و کشورهای دنیا علیه ایران وضعیت را به حالت کنونی رسانده است.
مشاهده کردیم که پس از افزایش فشار های مختلف بسیاری از فعالان اقتصادی و صنایع عملاً از میدان فعالیتهای اقتصادی خدا حافظی کردند.
زمانی تولید چای خشک در ایران آنقدر فراوان بود و رونق داشت که سوداگران جرأت واردات چای در حجم بالا را به خود نمی دادند اما با اجرای ناقص و بدون برنامه طرح اصلاح ساختار چای در کشور، رونق کشاورزی چای و بدنبال آن فعالیت صنایع و کارخانجات تولید چای خشک با بحران تعطیلی و ورشکستگی بخشی از آنها همراه شد.
با اجرای ناقص و غیر کارشناسانه و در برخی جهات منفعت طلبانه طرح اصلاح ساختار چای رنگ چای ایرانی از خوش رنگی و خوش بویی و خوش طعمی کم کم به رنگ ورشستگی دچار شد که با شدت و ضعف با تمام تلاش های ترمیمی و جبرانی در سالهای گذشته و اخیر ادامه دارد.
با کمال تأسف برخی تصمیم سازان و تصمیم گیران درک درستی از تاثیرات عمیق کشاورزی و صنعت چای در زندگی هزاران کشاورز و فعال صنعت چای و همچنین تأثیر آن بر تامین منافع ملی نداشتند که اجازه دادند چای با تمام بخش های درگیر در آن به چنین وضعیت نامطلوبی گرفتار شود.
چای ریشه و اساس زندگی کثیری از کشاورزان چایکار و کارگران و همچنین فعالان صنعت چای در ایران است که با سیاست های غلط و آزمون و خطاهای بسیار به چنین وضعیتی دست و پنجه نرم می کند.
سرنوشت چای با سرنوشت نیشکر و شکر در کشور تقریباً یکی شده است.همان بلایی که در تولید و اصلاح ساختار نیشکر و شکر در کشور و در استان خوزستان آمد، همان بلا با بی تدبیری در فرآیند اجرای طرح اصلاح ساختار چای، سر چای گیلان و مازندران آمد.
تا به امروز دولت های مختلف همانطور که نتوانستند مشکلات تولید نیشکر و شکر در خوزستان و کشور را حل و فصل کنند تا به امروز هم بخوبی نتوانستند مشکلات کشاورزی و صنعت چای را حل و فصل کنند.
تعارض منافع برخی منفعت طلب در موضوع تولید نیشکر و آورده های آنچنانی که در واردات شکر وجود داشته و دارد ، اجازه نداه است تا تولید نیشکر و محصولات آن در ایران به حد منطقی برسد.
درست همین موضوع تعارض منافع در موضوع تولید چای نیز مصداق دارد.
مافیای واردات چای به بهانهی طرح اصلاح ساختار چای، چای ایران را به رنگ ورشستگی رساند و توانست با واردات چای های طعم دار هندی هم ذایقه ایرانیان را تغییر دهد و به چنان ثروت قارونی رسید و باعث شد تا باغ های زندگی بخش چای کم کم با تغییر کاربری به ویلاها و یا شاید برخی صنایع الوده کننده محیط زیست گیلان و مازندران تبدیل شدند!؟!؟!.
چای همچنان علی رغم شعارهای دولتی در وضعیتی نامناسب بسر می برد
واقیعت ها و آمار مقایسه ای هم اکنون با سالهای پر تولید چای درست قبل از اجرای طرح اصلاح ساختار چای نشان می دهد که تولید برگ سبز چای و متعاقب آن تولید چای خشک از روندی نامطلوب گواهی میدهد.
البته شاید در برخی سنوات به علت اجرای برخی طرح های مسکن وار تولید چای کمی افزایش یافته باشد، اما این طرحها و مدیریت های مقطعی نتوانسته است،مشکلات ساختاری کشاورزی و صنعت چای را به روزهای رونق آن بازگرداند!!.
آمار ها نشان می دهد هم باغات چای در مناطقی به باغ های بایر و محل ساخت ویلا های آنچنانی تبدیل شده و هم بسیاری از کارخانجات چایسازی ورشکسته و یا با کمترین حجم تولید کار را ادامه دادند.بدهی های سرسام آور کارخانه داران چای در سنوات گذشته به نهادهای دولتی آن زمان تیر خلاص را به صنعت چای کشور زد و باعث شد تا مافیای واردات چای خارجی با آوردن چای خارجی موجب تغییر ذائقه مردم شد و آمد همان بلایی که بر سر نیشکر در خوزستان آمد.همانطور که واردات شکر سوداگران را صاحب ثروت های قارونی کرد و کارگران را مستأصل و اواره!؟!؟!.
در نیمه ی دهه هشتاد هجری شمسی، فعالان کشاورزی و صنعت چای هشد
علی کریمی پاشاکی: ار های لازم و زنگ خطر آشفتگی در وضعیت چای ایران را به صدا در آوردند و گفتند که بزرگترین آفت کشاورزی و صنعت چای ایران با اجرای ناقص طرح اصلاح ساختار چای در راه است و کشاورزی و صنعت چای ایران را دچار بحران عظیم خواهد کرد، با کمال تأسف گوش دست اندرکاران دولتی طرح و برخورداران از اجرای طرح اصلاح ساختار چای بدهکار. نبود و بلایی بر سر چای ایران آوردند که در واقع جبران ناپذیر است.
علی ایحال، تا زمانی که اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی متکی و وابسته است، نمی تواند به دیگر ظرفیت ها و پتانسیل های اقتصادی سرزمینی بها دهد و همین موضوع باعث بسیاری از عقب ماندگی های مزمن تاریخی می باشد.
کشوری که حدود ۹ درصد منابع زیرزمینی و روزمینی دنیا و حدود یک درصد جمعیت جهان را دارا می باشد، در هیچ حالتی نباید با چنین مشکلات اقتصادی و معیشتی مواجه گردد، فقط عدم وجود نگاه استراتژیک در ارتباط با تأمین منافع ملی در مدیریت کلان کشور می تواند سبب ساز این همه عقب ماندگی باشد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0