بقلم ،انوشیروان مباشرامینی ،‌روزنامه نگار و فعال سیاسی و اجتماعی

منظم در خاموشی، بی برنامه در روشنایی

زن میانسال روی صندلی عقب تاکسی نشسته و با نگرانی به ساعت تلفن همراهش نگاه می‌کند. رو به راننده می‌گوید: «آقا، می‌شود کمی تندتر بروید؟ پیامک آمده ساعت دو برق قطع می‌شود. ناهار نپخته‌ام، آب ذخیره نکرده‌ام و اگر دیر برسم و برق رفته باشد، باید چهار طبقه را پیاده بالا بروم. با این زانوها […]

زن میانسال روی صندلی عقب تاکسی نشسته و با نگرانی به ساعت تلفن همراهش نگاه می‌کند. رو به راننده می‌گوید: «آقا، می‌شود کمی تندتر بروید؟ پیامک آمده ساعت دو برق قطع می‌شود. ناهار نپخته‌ام، آب ذخیره نکرده‌ام و اگر دیر برسم و برق رفته باشد، باید چهار طبقه را پیاده بالا بروم. با این زانوها دیگر توانش را ندارم.»
راننده لبخندی می‌زند؛ نه از سر بی‌تفاوتی، بلکه از سر آشنایی. او هم همان پیامک را دریافت کرده است.
باید انصاف داد؛ شرکت توزیع برق این بار منظم‌تر از گذشته عمل کرده است. زمان خاموشی‌ها از پیش اطلاع‌رسانی می‌شود و مردم دست‌کم می‌دانند چه ساعتی باید آسانسور را فراموش کنند، کولر را خاموش ببینند و کارهای روزمره خود را با جدول قطع برق تنظیم کنند.
اما پرسش اصلی اینجاست: چرا برای قطع برق چنین برنامه‌ریزی دقیقی وجود دارد، اما برای پایان دادن به قطعی برق، فقط وعده شنیده می‌شود؟
این روزها گفته می‌شود علت، ناترازی انرژی است. برخی نیز از فرسودگی شبکه توزیع سخن می‌گویند. شاید هر دو درست باشد؛ اما برای مردم تفاوتی نمی‌کند که برق به دلیل کمبود تولید قطع شود یا فرسودگی زیرساخت‌ها؛ نتیجه یکی است: خاموشی.
آنچه جامعه را بیشتر آزار می‌دهد، خاموشی نیست؛ عادی شدن خاموشی است. مردم دیگر آن را «اتفاق» نمی‌دانند، بلکه بخشی از برنامه روزانه خود تلقی می‌کنند. وقتی ساعت قطع برق در تقویم زندگی ثبت می‌شود، یعنی بحران از یک اختلال موقت، به بخشی از سبک زندگی تبدیل شده است؛ همان‌گونه که جامعه به تورم، کاهش قدرت خرید و بسیاری از دشواری‌های دیگر عادت کرده است. اما آستانه تحمل جامعه، هرچقدر هم بالا برود، بی‌نهایت نیست.
از سوی دیگر، گزارش‌های رسیده از شهرستان‌ها و روستاهای استان نشان می‌دهد توزیع خاموشی‌ها یکنواخت نیست. مدت و دفعات قطعی برق در بسیاری از شهرستان‌ها و روستاها بیش از مرکز استان است؛ واقعیتی که، صرف‌نظر از دلایل فنی آن، در افکار عمومی به احساس تبعیض تبدیل می‌شود. و احساس تبعیض، حتی اگر برای آن توضیح فنی وجود داشته باشد، سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند.
مردم می‌پذیرند که کشور با محدودیت منابع و ناترازی انرژی روبه‌روست. آنچه کمتر پذیرفته می‌شود، این است که سال‌ها درباره اصلاح زیرساخت‌ها، توسعه نیروگاه‌ها و کاهش اتلاف انرژی سخن گفته شود، اما هر تابستان همان داستان تکرار شود. مشکل امروز فقط برق نیست؛ اعتماد عمومی است که با هر پیامک خاموشی، اندکی بیشتر فرسوده می‌شود.
جامعه بیش از هر چیز، پاسخ یک پرسش ساده را می‌خواهد: این خاموشی‌ها تا کی ادامه خواهد داشت و برنامه عبور از آن چیست؟
امروز منظم‌ترین بخش مدیریت انرژی، جدول زمان‌بندی خاموشی‌هاست؛ اما مردم سال‌هاست منتظر جدول زمان‌بندی پایان خاموشی‌ها هستند.
#گیرنده_مخاطب_خاص