احمدی‌نژادیسم و پوپولیسم رنگارنگ،محصول درماندگی و انفعال سیاسی جامعه ایران

علی کریمی پاشاکی__ روزنامه‌نگار / اولاً تاکید این قلم می باشد که براساس معیارهای دمکراتیک بایستی در قوانین انتخابات در ایران تجدید نظر اساسی صورت گیرد تا انتخابات براساس موازین قانونی و تایید صلاحیت ها هم بر همین پایه باشد، البته اگر اصل بر برائت است.
در این ارتباط اگر بهتر توجه کنیم، ظاهراً مشاهده می کنیم که در چند انتخابات اخیر، محمود احمدی نژاد و حتی برخی دیگر از کاندیداهای اصولگرایان و  پوپولیست ها  نیز در قالب یک منتقد ،نسبت به سیاست های چهار دهه ی اخیر ظهور کرده اند.
این در حالی است که خود آقای احمدی‌نژاد و حامیان بی چون و چرای ایشان حدود یک دهه در جایگاه ریاست جمهوری و حدود چهار دهه در گلوگاه های اساسی مدیریتی برای کشور تصمیم گیری و تصمیم سازی کرده اند.

پوپولیسم رنگارنگ و گرفتاری های ناشی از آن

آقای احمدی‌نژاد  و پوپولیست های رنگارنگ در ایران ،رگ خواب عامه ی مردم را به خوبی در طی سالیان متمادی سیاست بازی!!  و کار های اجرایی  می‌داند و چنان سرو صدا می کنند که بخشی از عامه ی مردم او  و تندروها را انسان هایی شجاع و در واقع ناجی خود تصور می‌کنند!!
حال چه تحولات و نگرش هایی باعث شده تا محمود احمدی نژاد و پوپولیست های رنگارنگ خود را مدعی و ناجی کشور می دانند!؟
به جرأت می‌توان گفت،تمام رفتارهای محمود احمدی‌نژادو پوپولیست های رنگارنگ و حتی حامیان و همفکران ظاهراً مخالف کنونی وی در اردوگاه اصولگرایی که از سر احساسات آنی ، پوپولیسم و قدرت خواهی است که سروصدا می کنند، این حرکات در واقع «تناقض رفتاری» است.
برای نمونه آقای احمدی‌نژاد زمان ثبت‌نام برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ در مصاحبه با خبرنگاران،مکانیسم انتخابات را زیر سوال برد.این در حالی است که خودش از طریق همین مکانیسم انتخابات دو دوره رئیس جمهور ایران شد،الآن ادعا می کند که اگر رد صلاحیت شود،انتخابات را تایید نمی کند.
این درحالی است که ایشان در سال ۱۳۸۸ به آقای کروبی گفت: « من تعجب میکنم شما سیستم انتخاباتی رو زیر سئوال می بری که چند بار باهاش انتخاب شدی.»

محمود احمدی نژاد و پوپولیست های رنگارنگ کنونی با کدام ریشه و سوابق سیاسی در ایران، راه جدید را انتخاب کرده و فریاد میزند؟!
اگر توجه شود ظاهراً مواضع جدید ایشان شاید با برخی مواضع اصلاح طلبان تفاوت چندانی نداشته باشد،ولی اصلاح طلبان و چپ گرایان ایران او را باور نمی کنند.
همه شاهد بودند که محمود احمدی نژاد مورد تایید و وثوق جریان اصولگرایی و دارنده قدرت اصلی در کشور بوده و هستند و روزگاری نه چندان دور اظهارات ،نامه هاو دست خط های او را
« الهام خداوند» می دانستند و از او شناخت کاملی داشتند،چه شده است که چنین شده و تغییر موضع داده اند؟!
صاحب نظران معتقدند که سروصداهای محمود احمدی نژاد و پوپولیست های رنگارنگ از روی پریشانی ست،چون اثبات شده است که اگر به او دست زده شود،برگی از درختی نمی افتد همانطور که تمام یارانش زندانی شدند،ولی آب از آب تکان نخورد.
باید متذکر شد،قطعا آقای احمدی نژاد به خاطر پایگاهی که در سطح عوام پیدا کرده است،رقیب جدی محسوب میشود،ولی این اقبال ناشی از کارآمدی و برنامه دار بودن ایشان نیست،بلکه ناشی از درماندگی و انفعال سیاسی جامعه می باشد.

هم اکنون جامعه ایران بنا به هزار و یک دلیل بیش از آنکه بینش عمیق سیاسی‌ را با خود همراه کرده باشد ،بشدت سیاست زده و گرفتار بحران های اقتصادی و معیشتی است.
در حقیقت احمدی‌نژادیسم و پوپولیسم رنگارنگ  در اردوگاه اصولگرایی از بزرگ و کوچک شان، کیفر چنین جامعه‌ای هستند. افلاطون می گوید:
«کیفر کسانی که در سیاست مشارکت نمی کنند آن است که زیر سلطه آدم های کم خرد زندگی کنند.»
با کمال تأسف دیده می شود  که دیگر مشارکت پایین مردم در انتخابات برای حاکمیت یکدست شده خیلی اهمیت ندارد،چون حاکمیت در انتخابات مجلس یازدهم  و انتخابات دوره ی سیزدهم ریاست جمهوری اثبات کرده که دیگر مشارکت پایین مردم در انتخابات برایش مهم نیست!؟هرچند این موضوع در درازمدت می تواند اشتباهی ‌استراتژیک و فوق العاده زیانبار برای سیستم باشد. هم اکنون مجلس یازدهم و دولت سیزدهم با میزان مشارکت پایین تشکیل شده است و عملاً به نقطه ی ضعف بزرگ و هزینه زایی برای نظام در تصویب قوانین و اجرای آنان و اعمال حاکمیت در قوه ی مجریه و  بروز برخی رفتارها ی متناقض تبدیل شده است.