برخی فعالان سیاسی درون نظام که همیشه متهم به ضدیت با فضای باز سیاسی بر اساس قواعد بازی و قوانین نظام بوده اند، در شرایط کنونی چنان دم از آزادی و فضای باز سیاسی می زنند و در این عرصه چنان مظلوم نمایی می کنند، تو گویی که هیچ رسانه ای ندارند و دست و پایشان به حدی بسته است و دیگران مانع از حرف و اتهام زدن به دیگران هستند.

بودجه شفاف دولت و غیر شفاف برخی نهادهای غیر پاسخگو
بر اساس تمهیدات و تدابیر دولت تدبیر و امید و سازمان برنامه و بودجه کشور قرار شده است که نظام بودجه ریزی کشورکه
از قدیم الایام دارای ایرادات و نواقصی بود ،خوشبختانه بخشی از آن در دوره ی مدیریت جناب آقای دکتر نوبخت اصلاح و ترمیم شده است، بودجه ای مصوب در مجلس که با استفاده از لابی های آشکار و پنهان شکل می گیرد، به عنوان حق مسلم دستگاه ها باید تخصیص می یافت و پرداخت می شد و کسی هم نمی توانست نظارت موثری بربهره وری هزینه کرد این بودجه ها داشته باشد. دولت در نهاد های زیر نظر خود تا حدی این وظیفه را انجام می داد و می دهد ولی نهادهایی که خود را از دولت مستقل می دانند، هیچ علاقه ای به پاسخگویی نداشتند. تا اینکه بر اساس یک سیاست قابل دفاع، دولت و سازمان برنامه و بودجه کشور تصمیم گرفته اند که اختصاص بودجه را بر اساس گزارش های عملیاتی انجام دهند. بودجه ریزی عملیاتی یا بودجه عملکردی نوعی از بودجه ریزی است که بر رابطه ی بودجه ی هزینه شده و نتایح مورد انتظار تاکید می کند و همه ی دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند، باید استاندارد های مشخص را تحت عنوان شاخص های عملکرد رعایت کنند و بودجه بر اساس اولویت امور و نتایج قابل سنجش تخصیص داده شود.

عملکرد متناقض صدا و سیما
در شرایط کنونی که وضعیت بودجه و منابع اعتباری همچون گذشته خوب نیست و به دلیل انتشار مستندهایی در صدا و سیما که راههای فروش نفت را بر ملا می کرد، فروش نفت نیز کمتر از برنامه ریزی قبلی شده است، بیشتر کارشناسان بودجه تاکید کرده اند که زمان مناسب برای اجرای بودجه ریزی عملکردی یا عملیاتی فراهم شده است ولی طبیعی است که دستگاههای دولتی و بدتر از همه دستگاههای خود مختار رغبت چندانی برای همراهی با این کار نداشته باشند، زیرا این کار دست آنان را برای اتلاف منابع می بندد و دستگاه ها را موظف به شفافیت و پاسخگویی می کند. این سیاست برای همه دستگاهها از جمله صدا و سیما که از بودجه عمومی استفاده می کند، اجرایی شده است و باید بر اساس نظام بودجه ریزی عملیاتی و عملکردی پس از ارائه ی گزارش عملکرد بودجه دریافت کنند. ولی از آنجا که علاقه ای به تن دادن به این اقدام مبارک ندارند، بهانه های غیر واقعی را طرح می کنند و ادعا می کنند که دولت جلوی بودجه صدا و سیما را گرفته است. در حالی که اگر دولت می خواست جلوی بودجه ی صدا و سیما را بگیرد، آن زمانی که اطلاعات نحوه ی فروش نفت را منتشر کردند، باید اینکار را می کرد.
به نظر می رسد دست اندر کاران این شایعه، نوعی تبلیغات و فرار به جلو را در پیش گرفته اند. آنان به جای اینکه پاسخگویی عملکرد بودجه و منافع مالی دریافت کرده از بودجه عمومی باشند، می خواهند دولت را به موضع انفعال بیندازند. البته اگر دولت بواسطه گزارش لو دادن نحوه ی فروش نفت و یک سریال تخیلی، بودجه صدا و سیما را موقتا قطع کند تا پاسخگو باشند، کار درستی کرده است، ولی دولت نمی خواهد بیش از پیش وارد حاشیه ها شود. اما در شرایط کنونی باید بودجه عملیاتی و عملکردی اجرایی شود و شفافیت بر عملکرد صدا و سیما و سایر نهادهای به اصطلاح مستقل غالب شود. واقعیت این است با توجه به میزان پایین رضایت مندی مردم از برنامه های صدا و سیما و مقایسه آن با رسانه های فارسی زبان، اگر بودجه رسانه به اصطلاح ملی عملکردی بود، شاید یک دهم این بودجه فعلی نیز به این سازمان عریض و طویل و کم بازده اختصاص نمی یافت.

علی ایحال، تا هنگامی که انحصار، رانت جویی، رابطه سالاری، عدم پاسخگویی و عدم شفافیت در کارکردهای نهادهای مختلف اعم از دولتی و مستقل و غیر و هست، دچار همین مشکل و معضل خواهیم بود. مردم تفاوت بین خودروی پراید و خودروی تویوتا را می بینند، ولی چرا تفاوت رسانه ی ملی را با رسانه ای فرامرزی نباید به چالش بکشند؟ به هر حال پراید با همه ضعف هایش، مردم را جابه جا می کند و ارزان تر از تویوتا تولید می شود ولی تولیدات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران حتی واجد این ویژگی نیز نیستند و گران تر از محصول مشابه خارجی تولید می شوند و به اندازه پراید هم قادر به ارائه خدمات به مردم نیستند. آیا تاکنون با این همه برنامه سازی در سبک و روش زندگی ایرانیان به جهت مطلوبیت تغییر خاصی بوجود آمده است!؟