توقیف فیلم های سینمایی پدیده ای نادر اما در حال انجام در ممالک مختلف دنیاست. باید اذعان کرد که برخی فیلم ها در آزاد ترین کشورهای دنیا نیز از توقیف در امان نیستند، چرا که زبان کارگردانهای فیلم های توقیف شده، همواره جلوتر از عقلانیت مثبت نگر محافظه کار وضع موجود است.
خانه پدری و متولی اجازه نمایش و …
توقیف فیلم خانه پدری بازتاب های گسترده ای داشت. فیلمی که پس از سالهای متمادی اجازه نمایش گرفت و استقبال نه چندان زیادی از آن شد و اگر تا پایان اکران آن ادامه می یافت، مشکل خاصی ایجاد نمی کرد. ولی با توقیف آن تبدیل به مساله ای جدی شد. قرار شده بود که این فیلم با اصلاحاتی در بعضی از صحنه ها اجازه اکران بگیرد که با نظر شورای مربوط در وزارت ارشاد، اصلاحات انجام شد و اجازه نمایش گرفت، ولی اگر هم تمام اصلاحات مورد نظر انجام نشده باشد این به شورای نظارت مربوط می شود و هیچ ربطی به دست اندرکاران فیلم ندارد. اینکه نهاد اصلی متولی فیلم اجازه نمایش بدهد و سپس در میانه کار، نهاد دیگری مانع شود، بازتاب مناسب نزد جامعه و مردم نخواهد داشت. از نظر مردم همه این نهادها در ذیل یک ساختار و قدرت حکومتی تعریف می شوند و منافع و حقوق مردم نمی تواند میان اختلافات و سلیقه ها یا تفاوت نگاههای این نهادها ضایع شود. اساسا اشکال اساسی این فیلم چیست؟ آیا کسی باور می کند مساله در حد نمایش یک صحنه خشونت آمیز باشد؟ در جامعه ای که همچنان اعدام در ملا عام انجام می شود این حد از حساسیت درباره خشونت یک صحنه از فیلم که همه می دانند فیلم است و نه واقعیت، جالب است، صحنه ای که تعدیل هم شده است. چرا سعی نمی کنیم مسائل را شفاف بیان کنیم؟
مرد سالاری، هیچ نسبتی با ارزش های دینی ندارد
اگر نگاه و منطق مخالفان این فیلم را بخوبی واکاوی کنیم، در پشت آن دفاع از ساختار مرد سالاری که هیچ نسبتی با ارزشهای دینی ندارد نهفته است. ساختاری که پس از انقلاب و در جریان انقلاب دچار تزلزل جدی شد، اکنون دوباره می کوشد خود را در پوشش دفاع از سنت بازسازی و زنده کند. باور مندان مرد سالاری باید قبول کنند که دیگر زمانه ی این شیوه ی عمل کردن و رفتارهای غیر عقلی و غیر منطقی بسر آمده است. جامعه آگاه و هوشمند و دانا می تواند، جامعه ای توسعه یافته و خوشبخت باشد نه جامعه ای که اسیر توهمات واپسگرایانه و مرد سالارانه.
باید قبول کنیم وقتی که فشار بر فیلمسازان اندیشمندی همچون کیانوش عیاری زیاد می شود، سرمایه گذاران پروژه های سینمایی و هنری به سوی سرمایه گذاری روی فیلم های سطحی، اکشن و لوده گانه می روند و اجناس دسته چندم فرهنگی به خورد جامعه می دهند، با این شرایط تازه برخی فریاد می زنند که چرا فرهنگ جامعه خراب شده است. آن روزی که بیشترین فشارها به هنرمندان فرهنگ اصیل ایرانی وارد می کردند، باید به این روزها فکر می کردند که جای آنان در بازار را امثال تتلوها پر خواهند کرد. فشار به سینمای معنا گرا و فرهنگی و دارای پیام نیز نتیجه ای جز فربه شدن سینمای لودگی و دسته چندم نخواهد داشت.
از سریال چرنوبیل تا فیلم سینمایی خانه پدری، کتمان واقعیت و پاک کردن صورت مساله
چندی پیش سریال « چرنوبیل» ۲۰۱۹ در سطح وسیعی، علاقمندان به سینما در ایران و جهان را به خود مشغول کرد. این سریال به فاجعه هسته ای چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ در شمال اوکراین امروزی می پرداخت. فاجعه ای که با خسارت های جانی و مالی و زیست محیطی دارای تشعشعات و آلودگی های ناشی از انفجار به حدی بود که تقریبا تمام اروپا را در نوردید ولی دولت اتحاد جماهیر شوروی سابق، تلاش کرد تا عمق فاجعه پنهان بماند، آیا عمق فاجعه پنهان ماند و یا به یکی از عوامل موثر در فروپاشی کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق تبدیل شد؟! روسها نتوانستند با کتمان واقعیت و پاک کردن صورت مساله، مشکلات خود را حل کنند، پس نباید در ارتباط با برخی فیلم های سینمایی که اعلام می کنند محدودیت سنی برای دیدن وجود دارد، به سرنوشت توقیف دچارکرد. خانه پدری، کیانوش عیاری در نظر دارد تا با روشنگری و هوشمند سازی جامعه، جامعه را آگاه کند که بهتر ببیندیشد و رفتار کند و جنسیتی ننگرد.